تفسیر حافظ غزل شماره ۱

نوشته شده توسط مرداد ۱, ۱۳۹۶ در شعر و تفاسیر

تفسیر حافظ غزل شماره ۱

تفسیر حافظ

تفسیر حافظ

شعر حافظ غزل شماره ۱:

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید

ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم

جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید

که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل

کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر

نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها

حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ

متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

تفسیر حافظ غزل شماره ۱:

الا یا =ای ساقی ای دهنده مطلق ای اهورا -ادر=اذر=اتش و نور =ذره ای از نور خود=نور کل در جان=کاسه ما بریز و ناولها=نوول =مزده ها بده که عشق =رسیدن به علم -اتم -ارانیوم و..اول اسان می نماید ولی افتاد مشکلها=کشف رموز افرینش بسیار مشکل است

به بوی نا فه ای=طره=مو-جعد=jaad=جین مو =تاب =tab = بیچش مو =

حافظ انقدر به بیداری ار خرافات احترام قایل هست که می گوید باد صبا=باد بهاری (نوزایی و فرشکرد کننده)و صبحگاهی(زمان بیداری =بس از خواب و خرافه–بس باد صبا هم بهاریست و هم صبحگاهی -بس نو زایی جهان با اگاهی در سبیده و روشنایی رخ خواهد گرفت–تا این باد اگاهی بخش نوزای بیدار گر بیاید و مغز ها را بیدار کند چه خونها باید دلهای انسانها تحمل کند

مرا در منزل =انسان را در دنیای مادی گذرا جای امن و عیش =جایل ثابت خوش گذرانی و وقت تلف کردن نیست ==جای مردم تازی صعودی فعلی نیست –چو هردم =هر دم جرس =زنگوله شتر اول راهنما =رهبر بیدار گر فریاد می زند بر بندید محملها =المانی و زابنی و امزیکای جلو رفت و تو ایرانی در خرافات مانی و در جا می زنی

به می =با علم خرافات را دور بریز ولی با استا در راهنما =بیر مغان =زرتشت باک خرد گرا -که سالک =رهرو ۷ شهر عشق بی خبر نبود ز راه و رسم منزلها =راه بیمودن ۷ شهر عشق بدون استاد راهنما مثل بیر مغان امکان ندارد

شب تاریک=ملتی مثل ملت ایران در شب و طوفان در گرداب دارد فرو می رود –کجا دانند=کجا امریکایی و المانی و …راحت مرفه =سبکبار نشسته در ساحل=نجات یافته با خرد -کجا حال ملت در حال غرق ملت ایران را می فهمد

همه کارم =هر کسی برای رهایی ملت خود اگاهی بخشی کند بین عوام بد نام می شود با اینکه به نفع انها کار می کند و حرف می زند —کجا ماند نهان=جاسوسان اطلاعات تیموری در کمین سخنچینی کرده و گزارش می کنند -=کجا ماند نهان ان رازی کزو سازند محفلها=نادان بر حرفی کرده و جا سوس گزارش داده . کار به بد نامی می کشد

حظوری گر ==حافظ با کمال قدرت باسخ میدهد اگر می خواهی در رهبری ملت بدبخت ایران تازی و مغول و تاتار زده نقشی داشته باشی از او =ساقی-اهورا -دهنده هستی بخش دانا و توانا غافل نشو–متی ما تلق =دنیا برست فقط به تولید شده قبلی تکراری بی ارزش قبلی ارزشی قایل نشو و این خون از دسترنج مردم خورنده را بحال خود رها کن و تو به رهبری ملت ایران از خرافات به خرد گرایی فقط تکیه کن و ادامه بده –ادامه —-بده —–حافظ نابغه اعصار –افتخار قرون

۷-هفت شهر عشق:

فلسفه طی تکامل علمی که بشر اجبارا باید انرا طی کند –=ایین بیر مغان ایرانیت

بدران و مادران ما چند هزار سال قبل انرا که تنها راه درست سیر بشر است را می دانستند و

در اثار خیلی از بزرگان مثل عطار و شاهنامه بیان شده و ارامگاه کوروش بزرگ هم روی ۷ طبقه سنگ است

۷ اسمان

۷شب عروسی

۷شب عزا داری

۷ گذر رستم

عدد مقدس ولی علمی و معنی دار ایرانی

۱-بهمن=وهومن=بر افلاک اندیشه بزرگی حکومت می کند که بشر اول باید انرا کشف کند

۲-اسفند=جاذبه -بر افلاک جاذبه عظیمی حاکم است که بشر در مر حله دوم انرا باید کشف کند

۳-شهریور=هماهنگی حاحم بر افلاک که بشر باید در مرحله ۳ کشف کند

۴-ار دیبهشت=نظم -راستی -حق -افلاک نظم خاصی دارند که باید بشر کشف کند

۵-خرداد=شتاب علمی =بیشرفت علم شتاب دارد =میزان کشف در ۱۰ سال اینده برابر صد ها سال قبل خواهد بود که بشر باید انرا کشف کند

۶-امرداد=بی مرگی -تسخیر زمان و نگهداری و کنترل ان بدست بشر =جا ودانگی –امام زمان

۷-اهورا مزدا=هستی بخش دانا و توانا=با دانستن کل علم توانایی هستی دادن

ایا بشر امروز در ناسا بدنبال اینها نیست؟؟؟فیلسوف بزرگ ما -بیر مغان- انرا چند هزار سال بیش درک کرده بود و حافظ را بدنبال زلف خود می کشد و فردوسی را با خداوند خرد می افریند و ارامگاه کوروش بزرگ را روی ۷ لایه سنگ می گذارد

سهروردی در حلب بخاطر ان کشته می شود و حلاج در قرن ۳ بدست خلیفه تازی جلاد بر دار می رود -۷–۷–۷–۷–۷–۷–۷–همه باهم بدنبال ۷ شهر عشق(علم)-

که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها-

الا یا ایهالساقی ادر(آذر)(اتش) کاسا و ناولها

ای ساقی ای دهنده مطلق ای اهورا ادر کاسا=اتش از اتش کل در جان ما بریز-کاسه=تن انسان-و ناولها=و مزده ها بده -که عشق=علم =کشف ۷ شهر عشق اول اسان بنظر می اید ولی ملیونها سال زحمت و خرد و اندشه لازم دارد

با دست به اسمان بلند کردن چیزی حاصل نمی شود.

تفسیر حافظ | تفسیر حافظ غزل شماره ۱ | وب سایت رسمی دکتر فرید دادور

تفسیر حافظ | تفسیر غزل شماره ۱ حافظ | تفاسیر حافظ ، شعر حافظ | شعر حافظ به همراه تفسیر حافظ | اشعار حافظ | تفسیر های حافظ | دکتر فرید دادور

پاسخ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *