تفسیر حافظ غزل شماره ۲

نوشته شده توسط مرداد ۱, ۱۳۹۶ در شعر و تفاسیر

تفسیر حافظ غزل شماره ۲

تفسیر حافظ

تفسیر حافظ

شعر حافظ غزل شماره ۲:

صلاح کار کجا و من خراب کجا

ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا

دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس

کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا

چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را

سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا

ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد

چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا

چو کحل بینش ما خاک آستان شماست

کجا رویم بفرما از این جناب کجا

مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است

کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا

بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال

خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا

قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست

قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا

تفسیر حافظ غزل شماره ۲:

حضوری گر همی خواهی =اگر می خواهی دنبال ساقی باشی صلاح کار کجا “؟؟؟این اهداف با محافظه کاری و

دنبال منافع شخصی بودن جور در نمی اید -چون من خرابم=هستی از خور و اب هست=دنیا از اب و اتش و نور ساخته شده

تفاوت راه جانبازی برای خرد با تحمل هر بستی بخاطر سود انی زیر لوای تازی و مغول و تا تار -با راه کسی که بدنبال خرد هست خیلی فرق دارد

دلم ز صومعه =از محل ریای به ظاهر خدابرستی و خرقه= هر لباس متمایزکننده شخص با اتکا به لباس خاص برای نزدیکتر بودن یا دلال خدا بودن بیزار هست –

کجاست دیر مغان =دیر مو بدان =اتشکده =عامل سوزاننده ولی خود الوده نشونده -محل بیر مغان کجاست=چقدر با صومعه =محل های زیا فرق دارد با دکانهای دینی –کجاست شراب ناب =خرد خالص که فقط در دیر مغان می دهند —ای گدای خانقه(ایرانی مسخ شده خرافاتی شده)برجه =بسرعت بلند شو —که در دیر مغان می دهند ابی را که دلها را توانگر می کنند–خرد را در دیر مغان می دهند که بعد خردمند شدن در حق انتخاب داده می شود و دین(روش انتخاب )اجباری نیست —در ۴۰۰۰ سال بیش انتخاب را ازاد ولی با بذیرش عواقب ان می داند -شراب ناب =علم وخرد مطلق خیلی با این محلهای خرافات فرق دارد

چه نسبت است=با رندی=از خود گذشتگی برای رهایی مردم ربطی به صلاح=نفع فردی خود و تقوی =با ر یا در ظاهر مردم را به راه درست خواندن ولی بی هدف وبی برنامه ربطی ندارد –سماع وعظ =حرف بیهوده بی عمل و برخلاف ادعا بر اساس ریا -کجا و نغمه ربا ب=نغمه ناهید و زهره رامشگر افلاک=بیدارگر مردم چه ربطی به هم دارند

ز روی دوست=شمع افتاب =مهر روشن =اتش و نورانی —دل دشمن=چراغ مرده =تاریک=نادان—-اندیشه مرده و تاریک و خرافاتی از اندیشه روشن مغانی چیزی نمی فهمد

چو کحل =kohl=سرمه-خاک استان بیر مغان سرمه چشم ماست=نور به دیده داده و راه نشان می دهد -بس این جناب =بارگاه بیر مغان جدا نمی شویم که با وعظ و چراغ مرده شمع افتاب و نغمه رباب قابل مقایسه نیست

مبین به =راه به اهورا ساده نیست با ورد و دعا حاصل نمی شود =زنخدان نیست=فقط یریدن از چاله نیست بلکه چاهی تاریک در راه است =طی هفت شهر عشق علم مهم است

بشد که =ایام وصال برای ایرانی با بیر مغان گذشته یادش گرامی ان دوران خرد گرایی –ان کرشمه و عتاب=راه مشکل ۷ شهر عشق بیر مغان ارزویمان هست

قرار و خواب=این ملت بدون قرار و صبوری و خواب باید به فرهنگ بیر مغانی خود بر گردد.

تفسیر حافظ | تفسیر حافظ غزل شماره ۲ | وب سایت رسمی دکتر فرید دادور

تفسیر حافظ | تفسیر غزل شماره ۲ حافظ | تفاسیر حافظ ، شعر حافظ | شعر حافظ به همراه تفسیر حافظ | اشعار حافظ | تفسیر های حافظ | دکتر فرید دادور

پاسخ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *