تفسیر حافظ غزل شماره ۴

نوشته شده توسط مرداد ۱, ۱۳۹۶ در شعر و تفاسیر

تفسیر حافظ غزل شماره ۴

تفسیر حافظ

تفسیر حافظ

شعر حافظ غزل شماره ۴:

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

شکرفروش که عمرش دراز باد چرا

تفقدی نکند طوطی شکرخا را

غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل

که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را

به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر

به بند و دام نگیرند مرغ دانا را

ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست

سهی قدان سیه چشم ماه سیما را

چو با حبیب نشینی و باده پیمایی

به یاد دار محبان بادپیما را

جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب

که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را

در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ

سرود زهره به رقص آورد مسیحا را

تفسیر حافظ غزل شماره ۴:

صبا به لطف=ای باد صبحگاهی بیدار گر بهاری که در زمان بیداری کل طبیعت می وزی و هر کس و چیز را بیدار می کنی-به لطف =با احترام به ان غزال رعنا =بیر مغان بگو –که بدنبال عقیده تو اواره کوه و بیابان شده ایم و =شیفته ایده خرد تو شده ایم

شکر فروش=بیر مغان اگاهی فروش چرا طوطی شکر خا را =حافظها را مردم ایران جویا را مورد تفقد =بشتیبانی قرار نمی دهد

غرور حسنت=ای گل =ای بیر مغان انقدر خرد دارای حسن داری که از عندلیب شیدا=بلبل شیفته=حافظ=هر انسان بی وقفه برای اگاهی ملتی افشا کننده برسشی نمی کنی و این ملت را بحال خود ول کردی

بخلق و لطف=اهل نظر =حافظها را با زور نمی توان خاموش کرد و این افراد با بول و زور به بند مثل مرغ دانا گرفته نمی شوند مگر با خلق و لطف=اصلاح و بهبود وضع مردم و جامعه

ندانم از چه=نمی دانم چرا سهی قد=رهبر اگاه و ماه سیما=فروزنده راه سیاه زلف را با ایرانی انس و الفتی نیست =ایا این ملت هنوز به اگاهی لازم نرسیده که دارای چنین رهبرانی باشد؟؟

چو با حبیب =تو خرد گرا که راه درست بیر مغان را رفتی و به رسیدی و باهم باده بیمودید =باهم به سرچشمه علم رسیدید -محبان باد بیما را =صوفی و درویش و زاهد و هرچه بجای راه خرد راه خرافه را به طرف تو طی می کرد بیاد بیار =باد بیمایان را که باد هم درو می کنند

جز این قدر =عیب جمال تو بیر مغان که انسان کاملی و جام جم شده ای این است که -روی زیبا =روی تو -علم تو نور و اتش تو را براحتی نمی توان بدست اورد و نیاز به عبور از مراحل علمی دارد

در اسمان =انقدر گفته حافظ اثر بخش برای خرافه زدایی هست که تعجب اور نیست اگر سرود زهره=رامشگر افلاک که زیر ماه سنگش کرده اند مسیحا را=نجات دهنده را به سماع اورد —شاید فرشکرد کننده را بیدار کند که زمان فرشکرد جهان و جان بخشی مجدد به جهان است.

تفسیر حافظ غزل شماره ۳

تفسیر حافظ غزل شماره ۲

تفسیر حافظ غزل شماره ۱

تفسیر حافظ | تفسیر حافظ غزل شماره ۴ | وب سایت رسمی دکتر فرید دادور

تفسیر حافظ | تفسیر غزل شماره ۴ حافظ | تفاسیر حافظ ، شعر حافظ | شعر حافظ به همراه تفسیر حافظ | اشعار حافظ | تفسیر های حافظ | دکتر فرید دادور

پاسخ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *