تفسیر حافظ غزل شماره ۶

نوشته شده توسط مرداد ۲۸, ۱۳۹۶ در شعر و تفاسیر

تفسیر حافظ غزل شماره ۶

تفسیر حافظ

تفسیر حافظ

تفسیر حافظ غزل شماره ۶

به ملازمان سلطان که رساند این دعا را

که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را

ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم

مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را

مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت

ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا

دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی

تو از این چه سود داری که نمی‌کنی مدارا

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنایان بنوازد آشنا را

چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی

دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را

به خدا که جرعه‌ای ده تو به حافظ سحرخیز

که دعای صبحگاهی اثری کند شما را

تفسیر حافظ غزل شماره ۶:

به ملازمان =سلطان =شاه =خدمتگذار مردم حاکم بر اندیشه مردم بشرط اینکه خود به اخرین بدیده علمی بیر مغانی =به تعبیر قدیم دارای فره ایزدی باشد =هر رهبر اگاه که همه خود را فدای مردمش کند -بشکر این فره اهورایی که به تو داده شده عاشق =رهرو ۷ شهر عشق را همراه ساز و مردم را به راه خوشبختی رهنمون شو

زرقیب دیو سیرت=از اهریمن -دروخ -خشکسالی -جنگ به اهورا بناه می برم –ولی تهدید این ملت با فرهنگ بالنده اش انقدر رقیب و حسود دیو سیرت دارد که مگر شهاب ثاقب =در واقع ستاره دنباله دار که در قران خدا برای راندن شیطانها استفاده میکن کمک کند==در واقع شهاب ثاقب=نوری در تاریکی بدرخشد و این ملت را از ظلمت نجات دهد.

مزه سیاهت=تیر از بالای نرگس=نور کل توسط ابرو به اینده راه عشق شلیک می شود یعنی راه سخت هست =ای بیر مغان ای اهورا ما ول کن این راه نیستیم حتی اگر تیرت خون مارابریزد =هرچه راه سخت باشد ولی –حافظها باید از فریب زاهدان ریایی مو اظب باشند و راه راست بیر مغان را با راه فریب و رقیب نترسند

دل عالمی بسوزی =چون چهره=ezar=عذار=چون چهره مهر را نشان دهی =انسان کامل را=جام جم را –مردم اگر بدانند اخر راه خرد بیر مغان به خوشبختی بشر می انجامد همه بسوزی=همه با تو در اتش و نور یکی می شوند =وحدت وجود –چه سودی این سوختن دارد که برای انسان می ارزد این راه را انتخاب کند

همه شب=در حالت غرق در نادانی و تاریکی سرنوشت این ملت امیدم این هست که باد بیدار کننده از خرافات بیاید و به بیلم اشنا =بیر مغان جویندگان این راه خرد را نوازش کند

چه قیامت است =دل و جان فدایت روی بنما =اخر علم و نور و اتش را نشان بده انسان را به ان رهنمون شو –عاشق=در هجران و دوری بوده ها از این رو این دوری را به بزرگی قیامت می بینند —ان روز روز رستاخیز و فرشکرد جهان خواهد بود

بخدا که =فقط یک جرعه =یک باریکه از راه نور به خرد را به ایرانی نشان بده –که دعای صبح ==بیداری از خرافات اثری کند=راه نجات این ملت می تواند باشد –فقط یک جرقه نورانی لازم است تا ملتی بیدار شود و روی ۸۰۰ سال خرافه خط بطلان بکشد.

تفسیر حافظ غزل شماره ۵

تفسیر حافظ غزل شماره ۴

تفسیر حافظ غزل شماره ۳

تفسیر حافظ غزل شماره ۲

تفسیر حافظ غزل شماره ۱

تفسیر حافظ | تفسیر حافظ غزل شماره ۶ | وب سایت رسمی دکتر فرید دادور

تفسیر حافظ | تفسیر غزل شماره ۶ حافظ | تفاسیر حافظ ، شعر حافظ | شعر حافظ به همراه تفسیر حافظ | اشعار حافظ | تفسیر های حافظ | دکتر فرید دادور

پاسخ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *